مرتضى مطهرى

346

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خارج است . او روى همان مبنايش - اگرچه غلط است - مىتواند بگويد هر ضدى منطقاً و ضرورتاً از ضد خودش نتيجه مىشود . اما شما كه آنها را پوسته‌هاى ايده آليستى مكتب هگل مىدانيد و الغاء كرديد مجبوريد به رابطهء علت و معلولى قائل باشيد . به رابطهء علت و معلولى كه قائل باشيد سؤالها باقى مىماند كه اين معلول چگونه از آن علت به وجود مىآيد و حال آنكه آن علت در زمان اين معلول وجود ندارد ؟ پس آن علت تمامْ علت نيست ، پس آن جزء علت است ، پس آن علتى است كه فقط امكانات و شرايط را فراهم مىكند بدون آن كه وجوددهندهء معلول باشد . « أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ » خالق چيز ديگرى است ؛ حارث و كشاورز شرايط و امكانات را فراهم مىكند . اين دانهء گندم مادامى كه در جوال هست اين امكان برايش وجود ندارد ولى وقتى كه كشاورز آمد اين را در يك زمين مناسب زير خاك كرد ، آب هم به آن رساند ، در شرايطى كه نور و حرارت هم به آن مىرسد ، تازه شرايط و امكانات است ، وقتى شرايط و امكانات بود ، تازه آن بوته‌اى كه از اين مىخواهد به وجود بيايد مىشود يك امر ممكن الوجود . پس شما كارتان امكانات و شرايط فراهم كردن است ولى شما خالق نيستيد ، اشتباه نكنيد . « أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ » . پدر خيال نكند خالق فرزند است . پدر فراهم كنندهء شرايط فرزند است . پدر خالق حركات وجود خودش است . تازه آن هم نه خالق بالاستقلال ، خالق به غير استقلال . ولى از نظر پيدايش فرزند فقط شرايط و امكانات را به وجود مىآورد ؛ و لهذا ما در آن مقالهء « قرآن و مسأله‌اى از حيات » « 1 » اين بحث را كه عده‌اى مىگويند امكان ندارد كه انسان مصنوعى به وجود بيايد ، امكان ندارد كه گياه مصنوعى به وجود بيايد ، اگر هم گياه مصنوعى به وجود بيايد خصلتهاى گياه طبيعى را ندارد ، [ مطرح كرده و پاسخ گفته‌ايم . ] ما مصنوعى و غيرمصنوعى نداريم ؛ يعنى هيچ فرقى ميان انسانى كه در لوله ساخته شود با انسانى كه در رحم ساخته شود از نظر ارتباط و انتسابش با خدا نيست . اگر انسانى را در لوله بسازند معنايش اين است كه همان شرايط و امكاناتى كه در رحم هست عين آن شرايط و امكانات را در اينجا به وجود مىآورند . مگر حالا در رحم كه شرايط و امكانات را انسانها به وجود مىآورند پس خدا خلق نكرده ؟ مىگويد « أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ » هيچ فرقى نمىكند . اگر بشر نتواند ، نه به دليل اين است كه اگر بشر بتواند معنايش اين است كه خالق شده . بشر نمىتواند خالق باشد . اگر نتواند ، شرايط و امكاناتش را كشف نكرده ، يا اگر كشف كرده عملًا نتوانسته درست مساوى با آن فراهم كند . اگر بشر بتواند همان شرايط و امكانات را عيناً مانند آن [ به وجود آورد خداوند آن انسان را خلق مىكند . ] ما اطلاعى از اين علم و از واقعيت نداريم ، نمىدانيم آيا بشر مىتواند تمام شرايط و امكانات را فراهم كند يا نه . حتى ساختن پروتوپلاسم كه الآن بحثش مطرح

--> ( 1 ) رجوع شود به كتاب مقالات فلسفى ( مجموعه آثار ، ج 13 ) ، اثر استاد شهيد ، چاپ انتشارات صدرا .